محل حضور اهل قلم

متمم اسم یا مضاف الیه

متمم اسم یا مضاف الیه

مضاف الیه یا متمم اسم

گفتیم که گاهی کلمه ای به اسم افزوده می شود تا چگونگی یا حالت آن را بیان کند و این کلمه را صفت می خوانند. در عبارت برادر بزرگ کلمه ی برادر اسم است و کلمه ی برگ صفت آن است.

اما گاهی کلمه ای که برای توصیف اسم به کار برده می شود صفت نیست، بلکه خود اسم مستقل یا ضمیری است. در عبارت برادر فریدون کلمه ی فریدون  اسم خاص است. اما کلمه ی برادر افزوده شده و توضیحی درباره ی آن می دهد. همچنین در عبارت ی برادر من، کلمه ی من ضمیر است . اما با افزوده شدن به کلمه ی برادر معنی آن را کامل می کند.

چون اسم یا ضمیری به اسم دیگری اضافه شود تا معنی آن اسم را کامل کند، آن اسم یا ضمیر را مضاف الیه می خوانیم. در این حال کلمه ی اصلی مضاف خوانده می شود.

مضاف الیه عبارتی عربی است  و معنی اش،اضافه شدۀ به آن ، یا نسبت یافته به آن ، است. میان صفت و مضاف الیه فرق مهم آن است که صفت خود وجود مستقلی ندارد . اما در عبارت برادر فریدون، بر خلاف عبارت اول ، فریدون خود وجودی جز برادر است. پس:

متمم اسم یا مضاف الیه، اسم یا ضمیری است که به اسم دیگری می پیوندد تا معنی آن را کامل کند.

اسمی که مقصود اصلی گوینده بوده و این کلمه برای توضیح و تکمیل معنی آن آمده است مضاف خوانده می شود.

مضاف الیه بیشتر دنبال مضاف قرار می گیرد و در این حال پس از کلمه ی اول، یعنی مضاف، حرف نشانه که کسره یا ی است در می آوریم.

درِ- باغ

پدرِ- شما

خانه- یِ-  ما.

در کلماتی که به یکی از مصوت های  (ا و او) ختم شده باشد ، مانند: پا و سبو  نشانه ی اضافه پس از آنها کسره ی مکسور است و در کلماتی که مصوت آخر آنها کسره است و به صورت های غیر ملفوظ نوشته می شود مانند: خانه   ، نیز علامت اضافه (ی) مکسور تلفظ می شود. اما در نوشتن تنها سر این حرف را که مانند همزه است روی حرف (ه) می گذارند. مانند:

خدا      یِ        جهان

پا           یِ        گربه

سبو          ی           آب

خانۀ من

میوۀ باغ

شیرۀ انگور.

متمم اسم یا مضاف الیه غالبا تعلق اسم را به کسی یا چیزی می رساند:

کلاه فریدون

کفش حسن

کتاب او

در خانه

قلۀ کوه

گاهی نیز این کلمه جنس مضاف را بیان می کند.:

انگشتر الماس

کاسۀ مس

شمعدان نقره

کاسۀ طلا

متمم اسم یا مضاف الیه گاهی پیش از خود اسم واقع می شود و در این حال دیگر در آخر اسم کسره آورده نمی شود.مانند:

کوه پایه     یعنی پایه ی کوه

رودسر         یعنی سر رود

دریاکنار            یعنی کنار دریا

گاه اسم هم صفت دارد و هم متمم. در این حال صفت میان اسم و متمم آن قرار می گیرد. مانند:

برادر بزرگ فریدون

کفش سیاه حسن

کناره ی بلند کشتی

و گاه ممکن است چند متمم داشته باشد،مانند:

دیوار باغ همسایه

قلم برادر ایرج

تعریف و توضیح حروف(حرف اضافه،حرف ربط،نشانه،اصوات)

تعریف و توضیح مفعول+صفت+قید

فعل لازم، متعدی- متمم فعل-فعل معلوم، مجهول

مطالب منتخب

متمم اسم یا مضاف الیه
About 567.1
مضاف الیه یا متمم اسم
متمم اسم یا مضاف الیه
متمم اسم یا مضاف الیه
متمم اسم یا مضاف الیه

در یک کلام عاشق ادبیات. آنقدر نوشته ام که انگشتانم تاول زده است.

1 comments On متمم اسم یا مضاف الیه

Leave a reply:

Your email address will not be published.


Site Footer