محل حضور اهل قلم

اسم عام اسم خاص-ذات-معنی

اسم خاص-اسم عام اسم_عام-خاص-ذات-معنی. گاهی اسم تنها بریک فرد معین دلالت می کند . وقتی که می گوییم فریدون آمد مقصود ما یک شخص معین است. در جمله ی تهران پایتخت ایران است،تهران بر یک شخص معین دلالت می کند اما اگر بگوییم گربه دشمن موش است مقصود تنها گربه ی خانه ی ما نیست. کلمه ی گربه اینجا بر هر گربه ای دلالت می کند. همچنین چون بگوییم شهر بزرگتر از ده است مقصود ما این نیست که بگوییم

بیشتر بخوانید

فعل/ماده ی ماضی ماده ی مضارع-اخباری التزامی

  فعل/ماده ی ماضی ماده ی مضارع-اخباری التزامی فعل/ماده ی ماضی ماده ی مضارع-اخباری التزامی .گفتیم که ماده ی فعل جزئی از آن است که در همه ی صیغه ها یکسان می ماند و تغییر نمی پذیرد.اکنون می گوییم در زبان فارصی هر فعل دو ماده ی مختلف دارد و با هریک از این دو ماده یک دسته از صیغه های فعل ساخته می شود. برای مثال ((نوشتن)) را در نظر می گیریم. برخی صیغه هایی که از این فعل

بیشتر بخوانید

فعل-مادۀماضی-مادۀ مضارع

  فعل-مادۀماضی-مادۀ مضارع فعل-مادۀماضی-مادۀ مضارع.گفتیم که مادۀ فعل جزئی از آن است که در همۀ صیغه ها یکسان می ماند و تغییر نمی پذیرد. اکنون می گوییم که در زبان فارسی هر فعل دو مادۀ مختلف دارد، و با هر یک از این دو ماده یک دسته از صیغه های فعل ساخته می شود.  برای مثال فعل «نوشتن»را در نظر می گیریم.برخی از صیغه هایی که از این فعل ساخته می شود از این قرار است: نوشتم       

بیشتر بخوانید

فعل(صیغه یا ساخت)_(ماده-شناسه)

فعل(صیغه یا ساخت)_(ماده-شناسه) فعل(صیغه یا ساخت)_(ماده-شناسه).هر فعلی برای آنکه بر زمانهای مختلف و شخص های مختلف دلالت کند صورت های مختلفی می پذیرد. کلمات:آمدم،می آیم،خواهی آمد،آمده بودیم،آمده اید،می آمدند، همه معنی اصلی آمدن را در بر دارند و از این جهت یکسان هستند.اما زمان و شخص در همه ی آنها یکسان نیستند. برای دلالت بر این معنی های فرعی است که شکل کلمه در هر بار تغییر یافته است . صورتهای گوناگون فعل که زمان یا شخص را در بر دارد،

بیشتر بخوانید

فعل_شخصی(مفرد_جمع)

فعل_شخصی(مفرد_جمع) فعل کاری یا حالتی است که به یکی از سه شخص نسبت داده میشود. فعل_شخصی(مفرد_جمع) (آمدم)نسبت آمدن است در زمان گذشته به گوینده یا اول شخص. (می روی) نسبت رفتن است در زمان حال به شنونده یا دوم شخص. (گفت) نسبت گفتن است در زمان گذشته به دیگر کس یا سوم شخص. هر یک از این سه شخص ممکن است یکی باشد یا بیش از یکی. (گفتم)نسبت گفتن است به اول شخص که یکی بیش نیست. (رفتیم)نسبت فعل رفتن

بیشتر بخوانید

فعل_زمان_شخص

  زمان_شخص فعل_زمان_شخص در گزاره کلمه ی اصلی فعل است.هر جمله ای باید فعل داشته باشد.عبارتی که در آن فعل نباشد جمله نیست. فعل کلمه ای است که کاری یا حالتی را می رساند و معنی آن با زمان رابطه دارد. زمان دارای سه مرحله است:گذشته،حال،آینده اکنون یا حال وقتی است که جمله را ادا می کنیم. گذشته یا ماضی مرحله ای است که پیش از ادای جمله بوده است. آینده یا مستقبل زمان بعداز گفتار است. گذشته یا ماضی_حال(هنگام

بیشتر بخوانید

نهاد_گزاره

فعل-مادۀماضی-مادۀ مضارع نهاد_گزاره کورش بابل را فتح کرد. شاهنامه تاریخ ملی ماست. فردوسی از شاعران بزرگ ایران است. این جمله ها (خبری) است.هر یک از آنها را به دو قسمت مجزا می توان تقسیم کرد. از این قرار: کوروش__--بابل را فتح کرد شاهنامه__تاریخ ملی ماست. فردوسی__از شاعران بزرگ ایران است. یکی قسمتی است که درباره ی آن خبر می دهیم. دیگری خبری است که درباره قسمت اول داده شده. یعنی اگر بپرسند: کوروش چه کرد؟ می گوییم: بابل را فتح

بیشتر بخوانید

Site Footer