محل حضور اهل قلم

چند شعر زیبا و خواندنی

چند شعر زیبا و خواندنی از شاعران بنام   مرداب اتاقم كدر شده بود و من زمزمه‌های خون را در رگ‌هايم می‌شنيدم زندگی‌ام در تاريكی ژرفی می‌‌گذشت اين تاريكی طرح وجودم را روشن می‌كرد در باز شد و او با فانوسش به درون وزيد زيبايی رها شده‌ای بود و من ديده به راهش بودم رويای بی‌شكل زندگی‌ام بود عطری در چشمم زمزمه كرد رگ‌هايم از تپش افتاد همه رشته‌هايی‌ كه مرا به من نشان می‌‌داد در شعله فانوسش سوخت زمان

بیشتر بخوانید

اشعار قدیمی

اشعار قدیمی اشعار کوتاه و قدیمی تقدیم به دوستداران شعر،امیدوارم بپسندید داستان های کوتاه و زیبا تا در ره عشق آشنای تو شدم با صد غم و درد مبتلای تو شدم لیلی وش من به حال زارم بنگر مجنون زمانه از برای تو شدم وحشی بافقی بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی ریگ آموی و درشتی راه او زیر پایم پرنیان آید همی رودکی اشعار قدیمی ای دیر بدست آمده بس زود برفتی آتش زدی اندر

بیشتر بخوانید

Site Footer