محل حضور اهل قلم

رهی معیری

محمدحسن (بیوک) معیری متخلص به رهی معیری 10 اردیبهشت 1288 خورشیدی در تهران در خانواده‌ای فرهنگ‌دوست به دنیا آمد. پدرش قبل از تولد رهی درگذشته بود. رهی معیری تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد؛ آن گاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال 1322 به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانه سلطنتی اشتغال داشت. رهی معیری در سال‌های

بیشتر بخوانید

اشعار و غزلیات مولوی

چند تا از اشعار و غزلیات مولوی ای طایران قدس عشقت فزوده بالها ای طایران قدس عشقت فزوده بالها در حلقه ی سودای تو روحانیان را حالها در ((لااحب الافلین)) پاکی ز صورت ها یقین در دیده ی غیب بین هردم ز تو تمثالها آن کو تو باشی بال او،ای رفعت اجلال او آن کو چنین شد حال او،بر روی دارد خالها آغاز عالم غلغله،پایان عالم زلزله عشقی و شکری با گله،آرام با زلزالها از ((رحمه للعالمین)) اقبال درویشان ببین

بیشتر بخوانید

اشعاری چند از صائب تبریزی

 گزیده ای از اشعار صائب تبریزی   داده ایم ستیزه با دل افکار می کنی          با لشکر شکسته چه پیکار می کنی ای وای اگر به گربه ی خونین برون دهم      خونی که در دلم تو ستمکار می کنی شرمنده نیستی که به این دستگاه حسن      دل می بری ز مردم و انکار می کنی؟ یوسف به خانه روی ز بازار می کند            هر گه زخانه روی

بیشتر بخوانید

اشعار فریدون مشیری

اشعار زیبای فریدون مشیری اشعار فریدون مشیری می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بود می‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود عشق تو بسم بود، که این شعله بیدار روشنگر شب‌های بلند قفسم بود آن بخت گریزنده دمی‌ آمد و بگذشت غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود دست من و آغوش تو، هیهات، که یک عمر تنها نفسی‌ با تو نشستن هوسم بود بالله، که بجز یاد تو، گر هیچ کسم هست حاشا، که بجز عشق تو، گر

بیشتر بخوانید

Site Footer