محل حضور اهل قلم

متمم اسم یا مضاف الیه

مضاف الیه یا متمم اسم گفتیم که گاهی کلمه ای به اسم افزوده می شود تا چگونگی یا حالت آن را بیان کند و این کلمه را صفت می خوانند. در عبارت برادر بزرگ کلمه ی برادر اسم است و کلمه ی برگ صفت آن است. اما گاهی کلمه ای که برای توصیف اسم به کار برده می شود صفت نیست، بلکه خود اسم مستقل یا ضمیری است. در عبارت برادر فریدون کلمه ی فریدون  اسم خاص است. اما کلمه

بیشتر بخوانید

بدل_وابستۀ اسم

وابستۀ اسم یا بدل گاهی چون کسی یا چیزی را نام می بریم ، می پنداریم که شنونده ممکن است درست مقصود ما را در نیابد. پس برای آنکه مقصود خود را واضح تر کنیم نام دیگر یا شغل و مقام یا نشانی دیگر اسم را ذکر می کنیم. این توضیحی که درباره ی اسم می دهیم گاهی یک کلمه ، گاهی چند کلمه و گاهی عبارتی است. بوسعید مهنه شیخ محترم                 

بیشتر بخوانید

فعل لازم، متعدی- متمم فعل-فعل معلوم، مجهول

  فعل و انواع فعل(فعل لازم فعل متعدی، متمم فعل،فعل معلوم فعل مجهول) فعل لازم -فعل متعدی  لازم- متعدی، متمم،معلوم و مجهول فریدون آمد فریدون آورد. .در جمله ی اول فعل آمد معنی جمله را کامل می کند. و شنونده برای دریافتن مطالب محتاج کلمه ی دیگری نیست. اما در جمله ی دوم فعل آورد برای تکمیل جمله کافی نیست. شنونده می پرسد که چه آورد؟ باید کلمه ی دیگری ذکر شود تا معنی فعل آوردن تمام شود. فریدون کتاب

بیشتر بخوانید

تعریف و توضیح حروف(حرف اضافه،حرف ربط،نشانه،اصوات)

حروف(حرف اضافه،حرف ربط،نشانه،اصوات) حرف اضافه من و فریدون به گردش رفتیم فرشته با خواهرش نزد ما آمد از تهران تا تجریش با اتوبوس می رویم. می خواستم که صبح زود برخیزم. در این جمله ها کلماتی هستند که خود معنی مستقلی ندارند.اما آوردن آنها برای ساختن جمله لازم است.این کلمه ها را حروف می خوانیم. حرف گاهی برای تعیین مقام کلمه در جمله به کار می رود، مانند حرف را در جمله ی کتاب را خریدم که معلوم می شود

بیشتر بخوانید

تعریف و توضیح مفعول+صفت+قید

  تعریف و توضیح مفعول،صفت،قید هر یک به صورت مجزا مفعول جمله دو قسمت اصلی دارد: یکی نهاد و یکی گزاره.تعریف و توضیح مفعول+صفت+قید نهاد                                گزاره رستم پهلوان                 سهراب را کشت. جزء اصلی نهاد گاهی فاعل است. اما جزء اصلی گزاره همیشه فعل است. فاعل کسی است که فعل را انجام می دهد. اما این فعل گاهی به

بیشتر بخوانید

ضمیر چیست انواع ضمیر

ضمیر چیست و انواع ضمیر گاهی به جای آن که کسی یا چیزی را نام ببریم یعنی اسم او را به کار ببریم ،کلمه ی دیگری می آوریم که جای اسم را می گیرد. مثلا به جای آن که بگوییم منوچهر را دیدم و به منوچهر گفتم ، می گوییم :منوچهر را دیدم و به او گفتم.اینجا کلمه ی او جای اسم منوچهر را گرفته است. این گونه کلمات را که جانشین اسم می شوند ،ضمیر می خوانیم.ضمیر چیست و

بیشتر بخوانید

جمع های عربی در فارسی

جمع های عربی رایج در  زبان فارسی بعضی از جمع های عربی که در فارسی معمول است به قائده ی زبان عربی جمع بسته می شود. این گونه جمع ها دو نوع است: نوع اول آنکه به آخر کلمه یکی از اجزای ات -ین-ون- افزوده می شود: جمع به ات: امتیاز     امتیازات     اطلاع         اطلاعات انتخاب    انتخابات     اختیار         اختیارات جمع به  ین: معلم           معلمین       

بیشتر بخوانید

اسم مفرد_اسم جمع

اسم مفرد_اسم جمع گاهی اسم برای نام بردن یک شخص یا یک چیز است. در این حال مفرد است. مرد آمد. زن نشست . چراغ روشن شد. عقل مایه ی سعادت است. درخت سایه دارد. در این جمله ها کلمات: مرد ،زن ،چراغ،عقل،درخت،همه مفرد هستند. اما گاهی به وسیله ی اسم چند کس یا چند چیز را نام می بریم: مردان آمدند. زنان نشتند. چراغ ها روشن شد. درخت ها سایه دارند. در این جمله ها هر یک از کلمات

بیشتر بخوانید

Site Footer